اشعار اعتکافی | فرصت باریدن

سیب اذان در فرصت باریدنت شیرین
اوقات تلخ باغ از بوییدنت شیرین
از جوشن چشمانمان سر رفتنت زیبا
روی لب تسبیح ها چرخیدنت شیرین
تو بی مراعات النظیر و بی جناس اما
آرایه در آرایه شد فهمیدنت شیرین
من سوره سوره لهجه ات را دوست میدارم
ای آیه آیه حسرت نادیدنت شیرین
عطر تو در پیراهن اردیبهشت افتاد
کام عسل در صبح گل پاشیدنت شیرین
از قمصر سجاده ها بوییدنت مستی
از جام الله الصمد نوشیدنت شیرین
در اعتکاف بغض ها در هر سحرگاهان
از شاخه های چشممان جوشیدنت شیرین
موسی به سبک خویش گفت و من به سبک خویش
یعنی به قدر وسع مان فهمیدنت شیرین
از این شبان خسته جز این بر نمی آمد
باید ببخشی ای که شد بخشیدنت شیرین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 − هفت =

دکمه بازگشت به بالا