
اعتکاف، خلوتی آگاهانه در خانهٔ خدا
«اعتکاف» به توقف سه روز یا بیشتر در مسجد، با نیت رضای خدا، گفته میشود؛ عملی که در آن مُعتکف روزها را با روزه و شبها را با عبادت سپری میکند. هدف از این عمل، گریز موقّت از شلوغیهای دنیوی، خلوت با خویشتن و تقرب به خداوند است. این عبادت، ریشه در قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم (ص) و ائمهٔ معصومین (ع) دارد و احکام و شرایط خاص خود را نیز در پی دارد.
۱. معنای اعتکاف
راغب اصفهانی در مفردات مینویسد:
«اعتکاف به معنای رویآوردن و ملازمت با چیزی است، همراه با تعظیم آن.»
در اصطلاح فقهی، اعتکاف عبارت است از توقف سه روز یا بیشتر در مسجد، با قصد قربت و رعایت شرایط خاص. کسی که این عمل را انجام میدهد، «مُعتکف» نامیده میشود.
۲. اعتکاف در قرآن و احادیث
قرآن کریم نشان میدهد که اعتکاف پیش از اسلام نیز در میان پیامبران الهی رواج داشته است. خداوند به حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) فرمان میدهد:
«وَعَهِدْنَا إِلَىٰ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَنْ طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ»
«و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانهٔ من را برای طوافکنندگان، مُعتکفان، رکوعکنندگان و سجدهگذاران، از هر آلودگی ظاهری و باطنی پاکیزه سازید.»[۱]
همچنین در سورهٔ بقره، در مورد حدود اعتکاف میفرماید:
«… وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاکِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ …»
«… و در حالی که در مساجد مُعتکف هستید، با زنان خود نزدیکی نکنید…»[۲]
در منابع حدیثی نیز فضیلت بزرگی برای اعتکاف نقل شده است. از پیامبر اکرم (ص) روایت است:
«همهٔ گناهان گذشته کسی که از روی ایمان و برای رسیدن به ثواب الهی مُعتکف شود، آمرزیده میشود.»[۳]
و نیز:
«مُعتکف، همهٔ گناهان را در بند میکند و چنان پاداش مییابد گویی تمام خوبیها را انجام داده است.»[۴]
از امام صادق (ع) نیز نقل شده که:
«رسول خدا (ص) هنگامی که دههٔ آخر ماه رمضان فرا میرسید، در مسجد اعتکاف میکرد و برایش خیمهای مویی نصب میشد. آن حضرت به عبادت میپرداخت و بستر خوابش را بر میچید.»[۵]
۳. زمان اعتکاف
اعتکاف از نظر زمانی محدود به دورهٔ خاصی نیست؛ امّا از آنجا که روزه گرفتن از شرایط آن است، باید در زمانی انجام شود که روزهٔ شرعی صحیح باشد. بنابراین، هر زمانی که روزه جایز و صحیح باشد، اعتکاف نیز صحیح است.
بهترین زمانها برای اعتکاف عبارتند از:
- دههٔ آخر ماه رمضان، بهویژه برای بهرهگیری از لیلهالقدر؛
- ایام البیض ماه رجب (روزهای ۱۳، ۱۴ و ۱۵)، که از فضیلت ویژهای برخوردارند.
در ایران امروز، اعتکاف در سه روز ماه رجب بیشتر از دههٔ آخر رمضان رواج یافته است. این رواج، ریشه در اهمیت دوگانهٔ این روزها دارد:
- اول، ماه رجب از ماههای حرام است و اعتکاف در ماههای حرام، فضیلت بیشتری دارد؛
- دوم، روزهٔ ماه رجب خود دارای فضیلت خاصی است. از امام صادق (ع) نقل شده:«هر کس یک روز از ماه رجب را با ایمان و اخلاص روزه بگیرد، گناهانش آمرزیده میشود.»[۶]
همچنین در روایتی از پیامبر (ص):
«هر کس سه روز از ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند میان او و آتش جهنم، فاصلهای به اندازهٔ هفتاد سال ایجاد میکند و میفرماید: حق تو بر من واجب شد و ولایتم برایت حتمی گردید. ای فرشتگان! گناهان بندۀ من را آمرزیدم.»[۷]
۴. احکام اعتکاف
حکم تکلیفی
اعتکاف در اصل، مستحب است؛ امّا در صورتی که با نذر، عهد، قسم یا شرطی در عقد (مانند اجاره) همراه باشد، واجب میشود.[۸]
شرایط صحت اعتکاف
- عقل و اسلام
- قصد قربت
- روزه گرفتن (حداقل سه روز)
- انجام آن در مسجد
- ماندن در مسجد و عدم خروج بدون ضرورت
- اذن شوهر برای زن، اذن مولی برای مملوک، و اذن والدین برای فرزند (در صورت اذیت آنان)
- ایمان (که در تمام عبادات شرط است و اجماع بر آن وجود دارد)[۹]
مسجد معتبر برای اعتکاف
در اینکه آیا اعتکاف در هر مسجدی صحیح است یا تنها در مساجد چهارگانه (مسجدالحرام، مسجدالنبی، مسجد کوفه و مسجد بصره)، اختلاف نظر وجود دارد؛ هرچند مشهورترین قول، محدودیت آن به مساجدی است که پیامبر یا ائمه (ع) در آنها نماز جمعه یا جماعت اقامه کردهاند.[۱۰]
روزه و اعتکاف
قصد اعتکاف در روزه الزامی نیست؛ روزهٔ رمضان یا روزهٔ نذری نیز کفایت میکند.[۱۱] امّا اگر روزه به هر دلیلی (مانند عید، حیض، سفر و غیره) صحیح نباشد، اعتکاف نیز باطل است.[۱۲]
مدت زمان اعتکاف
مدت اعتکاف از طلوع فجر روز اول تا غروب روز سوم است. شب اول جزء مدت محسوب نمیشود، امّا شبهای دوم و سوم بخشی از آن هستند.[۱۳]
خروج از مسجد
خروج به دلیل ضرورت (مانند تخلّه، غسل جنابت، استحاضه، عیادت بیمار یا تشییع جنازه) جایز است.[۱۵] امّا خارج از مسجد، نماز خواندن (جز در مکه) و نشستن زیر سایه جایز نیست.[۱۶]
محرّمات اعتکاف
- آمیزش با همسر (و به قول مشهور، لمس یا بوسیدن با شهوت)
- بوییدن عطر یا گیاهان خوشبو
- مجادله در امور دنیوی یا دینی (با نیت فخر و غلبه)
- خرید و فروش در روز و شب[۱۷]
بطلان اعتکاف
هر چیزی که روزه را باطل کند، اعتکاف را نیز باطل میسازد.[۱۸] همچنین آمیزش در شب، موجب بطلان اعتکاف است.[۱۹] در مورد بطلان به دلیل سایر محرّمات، اختلاف نظر وجود دارد.[۲۰]
قضا و کفاره
- اگر اعتکاف واجب باشد و باطل شود، قضا آن واجب است.
- اگر مستحب باشد و پس از دو روز باطل گردد، بر اساس قولی، قضا آن نیز واجب میشود.[۲۱]
- آمیزش حتی در شب، علاوه بر بطلان، کفاره نیز دارد: آزاد کردن برده، یا دو ماه روزه، یا اطعام شصت فقیر.[۲۲]
- اگر اعتکاف در روزهٔ رمضان با جماع باطل شود، دو کفاره ثابت میشود: یکی برای روزه و دیگری برای اعتکاف.
۵. فلسفهٔ اعتکاف
اسلام، دین گوشهگیری و انزوا نیست؛ بلکه بهوضوح با رهبانیتِ مسیحیان — که بهدلیل زیادهروی در ترک دنیا مورد نکوهش قرار گرفتند — مخالفت کرده است. امّا از سوی دیگر، اسلام به این واقعیت توجه دارد که اشتغالات روزمره، معاشرت با غافلان و تمایل به تجملات دنیوی، گاه انسان را از یاد خدا باز میدارد و روحش را از نور حقیقت محروم میسازد.
برای درمان این «آفت روحی»، اسلام برنامهای داوطلبانه پیشبینی کرده است: اعتکاف.
اعتکاف، فرصت ارتباط
انسان، بر اساس وعدهٔ الهی، سرانجام به دیدار معبود خواهد رسید. برای آمادگی در این سفر معنوی، گاهی نیاز است که از همهٔ تعلقات دنیوی فاصله گرفته، در خلوتی آگاهانه با خدا، لختی در حال خود بیندیشد و با اشک و سوز دل، زنگار گناه را از جان بزداید. اعتکاف، یکی از این فرصتهای الهی برای تصفیهٔ روح و تجدید عهد با حقیقت است.
اعتکاف، درمان فراموشی
قرآن در سورهٔ حدید (آیهٔ ۲۷) از رهبانیت پیروان حضرت مسیح (ع) یاد میکند و میفرماید که آنها آن را برای رضای خدا ابداع کردند، امّا حق آن را بهدرستی مراعات نکردند. علامهٔ طباطبایی توضیح میدهد که خداوند این روش را در ابتدا تجویز نکرده، امّا پس از آن بهدلیل نیت خالص، آن را تأیید فرمود.
اسلام نیز، با اجتناب از افراط، اعتکاف را بهعنوان یک «خلوتِ متعادل» معرفی کرده: نه فرار از جامعه، بلکه بازگشتی قویتر به آن با روحی تجدیدشده.
اعتکاف، توقّفی آگاهانه
اعتکاف، صرفاً ماندن در مسجد نیست؛ بلکه حضوری عاشقانه، آگاهانه و خالصانه در خانهٔ خدا است. مُعتکف، با عشق به عبادت و قصد قربت، از لذایذ دنیوی دست میکشد تا لذتی برتر را تجربه کند: وصال با محبوب حقیقی و قرار گرفتن در سایهٔ محبّت الهی.
۶. پانویس
[۱] سورهٔ بقره، آیهٔ ۱۲۵.
[۲] سورهٔ بقره، آیهٔ ۱۸۷.
[۳] کنزالعمال، متقی هندی، حدیث ۲۴۰۰۷.
[۴] همان، حدیث ۲۴۰۱۲.
[۵] سنن النبی، علامه طباطبائی، باب ما نُورِدَه من سُنَّته (ص) فی الاعتکاف.
[۶] شیخ صدوق، فضائل الاشهر الثلاثه، ص ۳۸، حدیث ۱۶.
[۷] همان، ص ۲۵، بخشی از حدیث ۱۲.
[۸] العروه الوثقی، ج ۲، ص ۲۴۶.
[۹] همان، ج ۱۵، ص ۶۳؛ مستمسک العروه، ج ۸، ص ۵۳۹.
[۱۰] جواهرالکلام، ج ۱۷، ص ۱۶۱–۱۷۳.
[۱۱] مستند الشیعه، ج ۱۰، ص ۵۴۵.
[۱۲] همان، ص ۵۴۶.
[۱۳] همان، ص ۵۴۷–۵۴۹؛ جواهرالکلام، ج ۱۷، ص ۱۶۶–۱۶۸.
[۱۴] مستمسک العروه، ج ۸، ص ۵۶۰؛ مستند الشیعه، ج ۱۰، ص ۵۶۱–۵۶۳.
[۱۵] جواهرالکلام، ج ۱۷، ص ۱۸۰–۱۸۲.
[۱۶] مستند الشیعه، ج ۱۰، ص ۵۶۰.
[۱۷] جواهرالکلام، ج ۱۷، ص ۱۹۹–۲۰۴.
[۱۸] همان، ص ۲۰۷.
[۱۹] مستند الشیعه، ج ۱۰، ص ۵۷۱.
[۲۰] همان، ص ۵۶۸؛ العروه الوثقی، ج ۲، ص ۲۶۰.
[۲۱] العروه الوثقی، ج ۲، ص ۲۶۰.
[۲۲] همان، ص ۲۶۱.
۷. منابع
- قرآن کریم
- کنزالعمال، متقی هندی
- سنن النبی، علامه طباطبائی
- فضائل الاشهر الثلاثه، شیخ صدوق
- جواهرالکلام، شیخ محمد حسن نجفی
- العروه الوثقی، سید محمد کاظم یزدی
- مستمسک العروه، سید ابوالحسن اصفهانی
- مستند الشیعه، سید علی حسینی میلانی
- تفسیر المیزان، علامه طباطبایی






