
اشعار اعتکافی | دست خودم نیست بد شدم
من را ببخش دست خودم نیست بد شدم
از خط قرمز تو به ناچار رد شدم
روزی به دور زهره قمر بوده ام ولی
حالا سیاه چاله نشینی رصد شدم
من را ببخش حال دلم رو براه نیست
در امتحان سخت تو یک ضرب رد شدم
از بس دلم ورق ورق و پاره پاره بود
از بایگانی دل تو مسترد شدم
حس می کنم که راه پس و راه پیش نیست
زندانی حصار خودم تا ابد شدم
حکم رهایی دل محبوس من تویی
من را ببخش دست خودم نیست بد شدم
راضیه جبه داری – قم
